تأملی بر ترانه «باغ آلبالو»

تأملی بر ترانه «باغ آلبالو»

ضربه تبرِ آهنگساز بر «باغ آلبالو»*

حسین عصاران

  • تجزیه:

کلام: تصویر کلام این ترانه از پرواز ذهن ِ شاعر به دنیای کودکی و روایت ِ دریغ آمیز و شاعرانه او از آن تصاویر نشسته در ذهنش حکایت دارد. از این منظر مهم‌ترین مؤلفه این «کلام ترانه» را -که به دلیل حضور شاعرانگی در آن، «شعر ترانه» اش خواهم خواند – می‌توان در همین به کارگیری زبان شاعرانه در روایت تصاویر آشنای ذهنی دانست که از پی آن، چنین برمی‌آید «شاعر / راوی» در یک گفتگوی درونی با خود، خاطرات پراکنده و ساده کودکانه‌اش را در ذهن مرور کرده و بی‌اختیار و بر مبنای ِ ذهن و زبان شاعرانه‌اش، آن‌ها را کنار هم چیده و روایت کرده است. از منظری دیگر هم می‌توان حفظ و تسری زبان شاعرانه، در عرض شعر و سپس انسجام طولی آن را مهم‌ترین مزیت شعر این ترانه دانست. به‌عنوان یک نمونه، شاعر در اوایل شعر با بند «چشمای خیس و مضطرب، تخته سیاه ِ لعنتی/ من و دو تا دست ِ کبود، ترکه‌ خیس آلبالو» مخاطب را با چند تصویر آشنا از مدرسه همراه می‌کند و سپس با رجوع به همین تصاویر، موقعیت کنونی خود را در نسبت به آن‌ها شرح و حس دریغ آمیز خود را روایت می‌کند، آنجا که می‌گوید: «دستای من زیر درخت آلبالو گم شد و مرد»، «کی با دوتا دست کبود/ روی گذشته پا گذاشت؟/کی قد کشید و خنده‌هاشو پای تخته جا گذاشت؟». شاعر این ترانه (محمد نویری) را پیش‌تر با کلام ترانه‌ مدرن، دقیق، درست و مهجور «کارون بی لب» می‌شناختیم که آنجا توانسته بود در قالب کلام ترانه‌اش که در لایه اولیه، اعتراضی رک و صریح به وضعیت آلودگی اهواز بود، گفتگویی بینامتنی نیز با ترانه «لب کارون» به عنوان نمادی از گذشته این شهر و سپس داستان ابراهیمِ پیامبر و قربانی کردن فرزندش برقرار نماید و در مرتبه بعد و با درک درست ِ آهنگساز و خواننده از این شعر، اجرایِ درست و دقیق و هوشمندانه این ترانه، آن را به یکی از اتفاقات خوش این چند سال اخیر در این عرصه مبدل نمود. حال چنین به نظر می‌رسد که دست‌کم با این دو اتفاق خوش و البته از پی انتشار کتاب اشعارِ محمد نویری برای «ترانه»- با نام «کتاب به این حال بد عادت کن» -می‌توان به نام و آثار او در این عرصه تمرکز کرد.

ملودی: اگر کلام این ترانه را با وصفی که از آن رفت، بتوان نقطه روشنی در این تاریک‌سرای ترانه دانست، اما سفر ِ آن را به سوی ترانه شدن که در واقع همان امتزاج با ملودی و سپس اجرای آن است، بی‌شک می‌توان در ادامه همان فضای زشت و چرک ترانه‌های روز دانست که چون پرده‌ای سیاه، روی روشنی شعر این ترانه را خواهد گرفت. شاید در نگاه اول بتوان ملودی آرام و رمانتیک این ترانه را کوششی از جانب آهنگساز، برای همراهی با دنیای شاعرانه و ذهنی شاعرش دانست و از پی آن حدس زد که اجرای ملودی هم بر مبنای دو ساز پیانو و ویلن، به این نیت بوده که در فضایی شبیه به آثار «Secret Garden» این فضای ذهنی و سورئال را تکمیل نماید و با این اجرای مینی مال و کم‌گو، بر روند ناصواب و متوهمانه «تنظیم محوری» ترانه‌های روز خطی به یادگار بکشد؛ اما تمام این تصورات و رویاها و همراهی‌ها، زمانی از اساس فرو می‌ریزد و بر ذهن خوش‌بینانه ما آوار می‌شود که بدانیم کل موسیقی این ترانه- دقت کنیم، نه فقط ملودی آن، بلکه کل موسیقی این ترانه، یعنی ملودی و نت نویسی و اجرای ویلن و پیانو و صدابرداری و عملیات میکس و مستر موسیقی آن – مربوط به قطعه عاشقانه‌ای از موسیقی فیلم                           «A Bittersweet Life» محصول سال ۲۰۰۵ کشور کره جنوبی ست؛ یعنی برخلاف آن چیزی که در شناسنامه این ترانه ثبت‌شده است، آهنگساز این قطعه نه آقای احسان فتاح، بلکه آهنگسازی به نام Jang Young-gyu بوده و فقط زحمت دانلود و سپس چپاندن شعر این شاعرِ بی‌خبر (در صورت ناآگاهی از این سرقت اینترنتی) و یا شاعر بی‌مسئولیت (در صورت آگاهی از این روند)، بر دوش جناب آقای احسان فتاح افتاده است. بدیهی ست که از پی این زورچپانی شعر بر آهنگِ سرقت شده است که جاهایی از شعرِ محمد نویری نیز در این هم‌آغوشی معصیت بار، از خود خالی‌شده و در این بستر ننگین به مسلخ می‌رود. به‌عنوان‌مثال آنجا که شاعر می‌گوید: «سادگی دویدن و رسیدن/ از اول راه/ تو وحشت ِ گم‌شدن و ترس ِ شروع/ گم شد و مرد»، ناگهان و به اضطرار ِآهنگ سرقت شده اصلی، خواننده که همان دانلود کننده آهنگ هم هست، می‌خواند: «سادگی دویدن و / رسیدن از اول راه/ تو وحشت ِ …»

خواننده: احسان فتاح، جدا از نقش ناصوابش به عنوان آهنگساز جعلی این ترانه، در خواندن این ترانه با اعمال لحنی دریغ آمیز و صدایی بغض‌آلود در حیطه آنچه در تعریف کار خوانندگی می‌گنجد، توانسته به نحوی واژه‌ها و عبارات شعر ترانه را به اجرای درست خود نزدیک نماید، اما در نقطه مقابل، گاه با اغراق در ادای مشدّد و پر از تحکم برخی از واژه‌ها مانند «کلاف سردرگم»، «توی یه باغ آلبالو» از این مسیر دور می‌شود.

  • ترکیب:

در نگاهی فارغ از آن سرقت صورت گرفته، ترانه «باغ آلبالو» نمونه‌ای از یک ترانه شعور مدار، منسجم و با شعری دقیق است که در اجرا نیز تا مرز «لایقِ زمزمه شدنِ بدون شرمندگی، در لحظات سر به خود داشتن‌ها» هم پیش می‌رود؛ اما همه این شعف ِ ناشی از کشف یک ترانه درست، با یادآوری «آن کار دیگر» صورت گرفته توسط به اصطلاح آهنگساز زایل می‌شود.

  • طراحی جلد (Cover): حاوی یک اطلاع نابخشودنی و زشت و ناصواب از ثبت نادرست نام «آهنگساز» است که در اصل باید چنین اصلاح شود: آهنگساز: Jang Young-gyu و دانلود کننده آهنگ: احسان فتاح
  • وضعیت کنونی این ترانه در حافظه‌ سرد:

ذخیره در پوشه «ترانه‌های روز»

 

  • عنوان مطلب الهام گرفته شده از موضوع نمایشنامه «باغ آلبالو» نوشته آنتوان چخوف

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *