تأملی بر ترانه «حباب» از گروه «دنگ شو»

تأملی بر ترانه «حباب» از گروه «دنگ شو»

سالاد موسیقی

حسین عصاران

 

  • تجزیه:

شعر: شعر این ترانه در خوش‌بینانه‌ترین حالت، روایتی ست عاشقانه از حضور مثالی معشوق در خیالِ پرواز کرده‌ی شاعر و نشستنِ تصویرش در قایقِ شاعر ِ ویلان و پریدن او در آب و اجیر شدن او و…! چرا که اگر چنین داستان‌سازی و این رواداری را از منطق روایی این شعر بگیریم، دیگر برای این همه تغییر زاویه نگاه و ضمایر جانشینش، از «او» به «شما» و ارتباط معنایی و روایی «آمدن از منزل او» و بعد «قایق‌سواری» و «رفتن» و… هیچ بهانه و دست‌آویزی نمی‌توان دست و پا کرد. فقط در این قصه‌پردازی ِ روادارانه است که می‌توان «او» را معادل «ترسای پیر پیرهن چرکین» شعر «زمستان» دانست و برای این تغییرِ مخاطب بهانه‌ای ساخت؛ اما به‌رغم همه این همراهی‌ها در کشف معنا، آنچه این روایت را از انسجام طولی بازداشته، کیفیت مخاطب قرار دادن معشوق از جانب شاعر است. چنانچه «شاعر/ راوی» با این «معشوق/ مخاطب» خود، به صورت یک در میان، گاهی از دیده احترام و با حفظ فاصله، با استفاده ضمایر دوم‌شخص مخاطبِ جمع و در قالب «شما» و گاهی هم در قالبی خودمانی و رفیقانه و با ضمیر مفرد «تو» («شعبده باده تویی»، «رفتی و بی‌هوا / بند دل پاره شد») صحبت می‌کند.

از وجهی دیگر باید در نظر داشت که یک ترانه در معنای دقیق خود رسانه‌ای مستقل و همیشگی برای انتقال فضا یا مفهوم مورد نظر ِ شاعریست که شعر خود را بر پیکِ همیشه در خدمتِ ملودی سوارکرده است. درست بعد از اجرا و انتشار و با رها شدن این پیک و مرکب، دست شاعر از اثر خود کوتاه می‌شود؛ بنابراین هر آنچه که باید رخ دهد، ضروری ست در همان متن ترانه جاگذاری شود. معنا باید جزیی از خود ترانه باشد، چرا که امکان الصاق آتی آن وجود ندارد. از این منظر مخاطب این ترانه برای درک معنای عبارت صوتی «OBOBOJORDO» چه باید انجام دهد؟ این عبارت چیست؟ کیست؟ تخلص شاعر است؟ که اگر چنین است باید به بادکنک توهم این شاعر سوزنی وارد کرد! باید در «ابجد» آن را کشف رمز کرد؟ یا اینکه ضروری ست هشتک آن را در دنیای مجازی رصد کرد؟ نه! این عبارت هر معنایی داشته باشد، در ترانه‌ای که بناست در ذهن مخاطبش بنشیند تا خاطره‌ای شود که شاید در روزی از روزها زمزمه شود، یک نقض غرض است.

ملودی: ملودی این ترانه بر مبنای همان سنت آوازخوانی ِ اینجایی رهوار شده است. ملودی‌هایی اصطلاحاً «زیر دوشی» که در بهترین حالت از همان خط اول و با ادای کشیده کلماتی از شعر، آغاز و تا پایان هم بر همان مبنا و با مدد گرفتن از اعمال تحریر ، در برخی کلمات-به خصوص انتهای هر خط شعر- پیش می‌رود. این نوع ملودی سازی در ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین حالت ممکن،  حتی از یک اوج در میانه ترانه – به اصطلاح «قسمت بالا»- هم بهره‌ای نمی‌برد و در عمل همه چیز را به نوع اجرای خواننده واگذار می‌کند.

تنظیم موسیقی:

از آنجایی که موسیقی این ترانه از هارمونی و «کنترپوآن» که مبنای موسیقی چندصدایی یا «پلی فونیک» هستند، بهره‌ی خاصی نبرده است، عملاً فاقد معنای تنظیم موسیقی ست و بیشتر مشمول اجرا و صداسازی می‌شود. اجرایی که با زیرسازی‌های عموماً افکتیو و با همراهى پَد گذاری‌های الکترونیک انجام می‌شود و با یک یا دو سُلُو نوازی در موسیقی ِ میان دو بند ترانه، رنگ و لعاب می‌گیرد. در واقع بیشتر کار موسیقی این ترانه، نه شامل آموزه‌های خود ِ موسیقی و ساخته‌ی دست آهنگساز، بلکه با مدد گرفتن از طراحی‌های مهندسین صدا و اپراتورها انجام می‌شود.

  • ترکیب:

یک سالاد موسیقی با شعری سطحی و غلط انداز که محصول منطقیِ طرز تفکر Bit Band های امروزی و سطح برداشت آن‌ها از «ترانه‌» و مفهوم «سبک» است، موردپسندِ مخاطبان ِ بی معیار در انتخاب ِ ترانه خوب، جذاب برای اجراهای زنده در کنسرت، همراه با افه ی روشن کردن فندک و سر تکان دادن و البته هیجان و سروصدای حضار هنگام سُلُو نوازی‌های میانیِ ترانه!

  • طراحی جلد (Cover):

ساده، بی‌معنی، بدون هیچ مؤلفه‌ای برای جلب‌توجه مخاطب به منظور تأمل روی ترانه، فاقد اطلاعات ضروری شناسنامه ترانه (تاریخ ساخت، شاعر، ملودی‌ساز، نوازندگان، استودیوی ضبط، صدابردار و…)، با یک عمیق نماییِ سطحی در نوشتن عنوان ترانه به صورت «حــبّـــآب»

  • وضعیت کنونی این ترانه در حافظه‌ سرد:

Shift+Delete

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *