ترکیب متعادل فیلم‌سازهای جهانی با آهنگ‌ساز

متن گفتگوی من و پیمان یزدانیان درباره‌ی ساخت موسیقی متن فیلم کره‌ای «عبور از آینده»

-آقای یزدانیان!شما از معدود آهنگسازان ایرانی هستید که توانسته گستره فعالیت های حرفه ای خود را به عرصه جهانی گسترش دهد، اما در مورد فعالیت های خاص شما در سینمای چین اطلاع دقیقی نداشتم، آیا ساخت موسیقی فیلم<عبور از آینده>اولین همکاریتان با کارگردانان چینی است؟و اینکه در فرآیند ساخت موسیقی این فیلم، چه تبادلاتی با کارگردان داشتید؟

 در جواب قسمت اول سوالتان باید بگویم که من چند سالی هست که وارد سینمای چین شده‌ام.در واقع این سومین یا چهارمین فیلم چینی است که برای آن آهنگسازی کرده‌ام.این فیلم هم دومین همکاری من با <لی رویی ژون> است.وقتی برای ‌باردوم  یا بیشتر با یک کارگردان همکاری می‌کنید طبیعتا زمینه‌های فکری همدیگر را بهتر می‌شناسید. از این منظر من نوع نگاه این کارگردان و اینکه چطور از رئالیسم وارد سورئالیسم می‌شود را می‌شناختم. می‌دانم که ریتم فیلم‌هایش کند و زمان‌شان هم طولانی است وگاهی روی هر نما خیلی مکث می‌کند. جالب اینکه در فیلم‌هایش کمتر از موسیقی استفاده می‌کند که اتفاقا باب طبع من هم هست. به هر حال من با آقای عباس کیارستمی وارد سینما شده ام و این جنس ارتباط بین موسیقی و سینما را می‌پسندم.

آیا شما-در ساخت موسیقی فیلم اصل و ایده خاصی در استفاده از تم ها و مایه های محلی و بومی متناسب با جغرافیای داستان فیلم دارید؟به خاطر دارم که قبلا در ساخت موسیقی فیلم های«فرش باد» و«پرنده باز» از مایه های ایرانی استفاده کرده بودید. در این فیلم اخیر هم در اواخر فیلم تم موسیقی به فضای موسیقی آشنای شرق دور نزدیک می‌شود.

بله! موسیقی این فیلم در لحظاتی ، و نه همه آن، تم شرقی را دارد . در کل درباره سازبندی یا هارمونی یا تم‌هایی که پیدا می‌کنم خیلی خودم را محدود نمی‌کنم، مگر اینکه به عنوان نمونه روی ساخت موسیقی فیلم تاریخی مشغول باشم. در غیر این‌صورت به نظرم سینما یک زبان بین‌المللی است. الان یک فیلم چینی در اینجا اکران شده و تعداد زیادی مخاطب غیرچینی برای دیدنش آمده‌اند. از آن طرف خود چینی‌ها آهنگساز ایرانی انتخاب کرده‌اند. به هر حال زبان موسیقی، زبانی بین‌المللی‌ ست. اما در کل این موارد بر حسب فضا و دنیای فیلم تعیین می شود. بعضی فیلم‌ها آن بومی شدن و محلی شدن را می‌طلبد. ولی گاهی هم نه و دست‌مان بازتر است.

آیا کارگردان این فیلم تم خاصی مد نظر داشت  که به شما معرفی کند و از شما بخواهد به آن نزدیک شوید؟

به هیچ وجه! آزاد آزاد بودم. حتی در صحنه‌ای از فیلم بر اساس  ایده من ، از کارگردان خواهش کردم دو  شعر چینی، یکی قدیمی و یکی معاصر برایم انتخاب کند که یکی به نشانه گذشته باشد و دیگری نمادی از امروز. از بین این شعرها،مواردی را انتخاب کردم و کل کار موسیقی فیلم را اصلا در چین ضبط کردیم. کلا پروداکشن چینی بود. آن اشعار درباره گذشته و آینده را خود کارگردان دکلمه می‌کرد و من پیشنهاد دادم آن را روی صحنه سورئالی که مرگ را می‌بیند و آن را می‌پذیرد قرار دهیم. حتی درخواستم این بود که این قسمت زیرنویس و معنا نداشته باشد. در حقیقت ازخود  این دکلمه اشعار به عنوان معنا استفاده کردم. ولی خب مخاطب چینی که زبان شعر را می‌داند می‌فهمد که شعرها به گذشته و آینده اشاره دارند و مفهوم فیلم را می‌رساند.

کار با نوازنده‌های چینی چطور بود؟

این‌بار هم مثل فیلم قبلی ترکیبی از نوازنده‌های ایرانی و چینی داشتیم ،ما  کل کار موسیقی فیلم را در چین ضبط کردیم. با تهیه‌کننده همراه و همکار‌م(co_producer)-، آقای رضا عسگرزاده که مهندسی صدای همه کارهایم را هم برعهده دارد، هماهنگ کردم و ایشان هم زحمت کشیدند و به چین آمدند و کار را همان جا میکس و مستر کردیم و بعد هم روی فیلم گذاشتیم.

معمولا آهنگسازان ایرانی  معترض هستند که در ایران کارگردانان در ساخت موسیقی فیلم آزادی عمل کاملی به آهنگسازان نداده و به اصطلاح در کار آنها دخالت می‌کنند. حال این  وضعیت از دید شما که با کارگردانان ایرانی و خارجی متعددی همکاری کرده اید، چگونه است؟

من با کارگردانانی از چین و تایوان و کره و یا در تولید ‌فیلم هایِ -آمریکایی و ایتالیایی کار کرده‌ام. نمی‌توانم بگویم مطلقا در کار من دخالت نمی‌کنند، ولی خیلی به آهنگسازی که انتخاب کرده‌اند اعتماد می‌کنند. شما وقتی می‌خواهید یک آرم برای کمپانی‌تان بسازید از یک طراح گرافیک می‌خواهید این کار را انجام بدهد. او هم دو سه مدل برایتان آرم طراحی می‌کند و شما از بین‌شان انتخاب می‌کنید. اعتماد می‌کنید به متخصص رشته‌ای که خودتان در آن تخصص ندارید. یعنی فقط کارگردان باید بداند که با چه کسی می‌خواهد کار کند. نمونه کارش را بشناسد و البته این هم هست که کارگردان در مورد اینکه چه صحنه‌هایی موسیقی می‌خواهد و کدام صحنه‌ها نه طبعا با آهنگساز وارد صحبت می‌شود که این‌ موارد دیگر اسمش دخالت نیست.در کل کارگردانان رد کنار آهنگسازان فقط حضور دارند، اما دخالتی ندارند.

-زمان گیری های موسیقی در فیلمنامه معلوم بود؟

با هم فکر کردیم. روش همیشگی من،  با هم فکر کردن است. اصلا درباره موسیقی حرف نمی‌زنم. آنقدر درباره فیلم و داستانش صحبت می‌کنیم تا فیلم را کامل درک کنم. بعد از اینکه احساس کردم فیلم را به اندازه‌ای که لازم دارم فهمیده‌ام ، نمونه‌های خودم را یادداشت می‌کنم که مثلا این سکانس‌ها به موسیقی نیاز دارند و کارگردان هم نمونه‌هایش را می‌دهد و بحث می‌کنیم و دلیل می‌آوریم که چرا در این سکانس موسیقی استفاده شود و چرا نه؟ یا چرا بنظر من بهتر است در این صحنه سکوت باشد. برای من این بهترین روش کار است وگرنه بعضی اوقات پیش آمده که موسیقی را انتخاب می‌کنند و روی کار می‌گذارند .

– آقای یزدانیان! ممنونم از وقتی که در اختیار من قرار دادید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *