نگاهی به آلبوم «خدای عشق» از فریان

 

هوراکشان در راهند، اما …

نگاهی به آلبوم «خدای عشق» از فریان که این روزها اتفاقی نو در عرصه ی ترانه ما محسوب می شود

حسین عصاران- آلبوم «خدای عشق» با صدای فریان در آخرین روزهای سال نود و پنج منتشر شد. صدای این خواننده را قبل از این در چند ترانه‌ی منتشر شده در فضای مجازی و یا در تیتراژ سریال «آخرین نفس‌هایم» شنیده بودیم. صدایی پر طنین که در طیف وسیعی از نت‌ها، قابلیت انعطاف داشته و با تحریرهای زیبایش هیچ قرابتی با صداهای در دهان ساخته خوانندگان تک ترانه ایِ روز ندارد. نکته‌ی جالب‌توجه در روند کاری فریان در ین است که اکثر شعر و ملودی ترانه‌هایش را خود خلق کرده است؛ بنابراین از این منظر می‌توان دریافت که در ذهن او فاصله‌ی بین «خلق» تا «اجرا» در یک لحظه همزمان طی شده و آنچه از حنجره‌ی او برمی‌آید همان چیزی ست که از ذهنیت او گذشته است.

حال این نوشته را می‌توان به زیبایی‌ها و امتیازها و وجوه مثبت کار فریان چه از وجه خلق ملودی و گاهی شعر و چه از وجه اجرا و خواندن آن‌ها اختصاص داد و آن را ستود. می‌توان به مهارت او در اعمال تحریرهایی زیبا در نت‌های بالا اشاره کرد، می‌شود از بازخورد مثبت آلبومش در همین مدت کوتاه‌ نوشت و یا از تبلیغات حرفه‌ای و حساب‌شده‌ی تهیه‌کننده‌اش سخن به میان آورد از پی ِ آن اهمیتِ نقش فراموش‌شده‌ی «مدیرهنری» را یادآوری کرد؛ اما چه بهتر که در حجم این تمجیدها و تعریف‌های به‌حق و تا حد زیادی متناسب با امتیازهای کلیت ِ آلبوم و نه تک‌تک ترانه‌هایش- اینجا از آینده راه این خواننده بگوییم.

 از مجموعه ترانه‌های این خواننده چنین برمی‌آید که فریانِ شاعر و ملودی ساز (خالق) بیشتر در خدمت ِ فریان خواننده (مجری) است. او آن چیزی را بر صفحه ی دفتر شعر و کاغذ نت می‌آورد که قبلاً فریان ِ خواننده، برای به جلوه کشیدنِ صدای کارآزموده و مستعدش سفارش داده است.

بی‌شک می‌توان سهمگین‌ترین آفت فعلی ترانه‌ی ایران را در سفارش دهی و حق انتخاب گسترده‌ی خوانندگان ترانه‌ها دانست که از پیِ فروپاشی نظام ِ تهیه‌کنندگی، خود، تهیه‌کننده و مدیر و منتقد و تصمیم‌گیرنده‌ی بازار ترانه شدند و شاعر و آهنگساز را به دنبال سلیقه‌ی خود روانه کردند و از آنجایی که نگاه آن‌ها همواره به سوی مردم و صحنه و کنسرت و محبوبیت بوده است، غیرمستقیم هر آنچه از جنس خلقت ترانه بوده، به سوی سفارش گیری و تولید انبوه سوق دادند و این‌چنین واژه‌ی ابتذال را تجسم عینی بخشیدند.

اما در مورد فریان همه‌ی این موارد مصداق ندارد! خجسته آنکه او از پیِ استعداد صدایش، خود تأمین‌کننده‌ی هزینه‌های ضبط و انتشار ترانه‌هایش نیست و چه بهتر که ابتدای راه است و هنوز صدای تشویق و سوت و کف و هیجان صحنه و کنسرت را -آن‌چنان‌که معمول است -مستقیم نشنیده تا لذت آن‌همه نور و جیغ و امضا، زیر زبانش مزه کند و در مسیر دیگری که حق صدا و استعداد او نیست گام بردارد.

پیشنهاد ما به فریان این است که باور کند آن هورا کشان همه‌جا حاضرِ آینده‌اش در سالن کنسرت برای خیلی‌ها هورا و جیغ بنفش کشیده‌اند، برای بسیاری کلاه به سقف سالن کنسرت رسانده‌اند و بسیاری را از اوجِ «برج» به ابتذال «خدا با ما نشسته چای می نوشه» رسانده‌اند.

چه خوب که «فریان ِ خواننده»، مبدأ عزیمت ترانه‌های او نشود، چه اتفاق خوبی ست اگر استعداد و امتیازهای مثبت این صدای تربیت‌یافته به خدمت آن تفکری دربیاید که «رنگارنگ» خواندن را بر نمی تاید، به خود سفارش می‌دهد و سفارش نمی‌گیرد. خالق است و با جوهره‌ی هنرمندانه‌اش «مخاطب» را وادار می‌کند که از سلیقه‌ی او لذت ببرند. این صدا تشنه‌ی «کاراکتر» یافتن و شناسنامه‌دار شدن است. ساز خوش‌دستی که نوازنده می‌خواهد! حال اگر فریان در لحظه‌ی نوشتن و خلق این ترانه به ندای درون و سلیقه‌ی خود پاسخ داده و بعد به این زیبایی اجرایش کرده که لازم است بایستد و صدای هوراهای در انتظارش را نشنود و چون هر هنرمندی خود را گام به گام بالا بکشد و اگر بر عکس این صدا و صحنه و هوراها بوده‌اند که به قلم و زخمه‌ی او سفارش داده‌اند که هیچ! می‌تواند همین راه را برود و مطمئن باشد که روز به روز محبوب‌تر خواهد شد و یا اینکه جا عوض کند و سفارش نگیرد و بیشتر به اعتبار و ماندگاری بی اندیشد تا محبوبیت بین جماعت هورا کش!

آلبوم «خدای عشق» برای یک خواننده‌ی معمولی و حتی بالاتر از تراز میانیِ این روزها، اتفاق بزرگ و مهمی بود و قابل ستایش می‌نمود، اما برای این صدای مستعد که مورد تائید بزرگان ترانه‌سازی هم قرار گرفته است چه بهتر که «سیاه‌مشق» و ابزار «قلق گیری» محسوب شود که در این صورت ما در انتظار ترانه‌های بعدی‌اش آن را می‌شنویم و حتی لذت هم می‌بریم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *