۳۸۸۱ « آواز کبریت‌ها »

 

نوروز ۸۸ با خبر دل‌تنگ‌کننده درگذشت پرویز مقصدی آغاز شد؛ اما تب و تاب انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌ رو مجالی را برای پرداخت به سرگذشت تراژیک این هنرمند فراهم نکرد. اتفاق اصلی پس از شکل‌گیری اعتراض‌های خیابانی و فضای دو قطبی ناشی از آن رخ داد؛ آنجا که هر دم ترانه‌هایی در همدلی و همراهی با «جنبش سبز» از جهان مجازی یا رسانه‌های مختلف دیداری و شنیداری سر برمی‌آورند.

کار ترانه پس از سی سال کنترل همه‌جانبه در داخل و رخوت گام‌به‌گامش در خارج، ناگهان و به شدت با سیاست پیوند خورده بود و از این منظر روزهای پس از انقلاب خود را یادآوری می‌کرد که آنجا هم کارورزانش خود را موظف به حضور در متن اتفاقات و بروز خود و شراکت‌جویی در آن می‌دیدند.

شاید در نگاهی امروزین بتوان شکل‌گیری و معرفی جریان ترانه‌سازی ایرانیان اروپانشین را مهم‌ترین نتیجه موسیقایی شرایط حاد آن روزها قلمداد کرد؛ چه آنکه تا پیش از این بیشینه تولید ترانه در غربت و تبعید به فعالیت اهالی لس‌آنجلس و مهاجران و تبعیدیان سال‌های دهه شصت مربوط می‌شد، اما با شدت‌گیری مهاجرت جوانان متولد بعد از انقلاب به اروپا، خرده‌جریانی از میان تجربه زیست و خواسته‌ها و سلیقه‌های هنری آنان شکل گرفته بود که نگاه آن نه به موسیقی لس‌آنجلسی و اتفاقات بیرونی، بلکه به رخدادها و التهابات داخل ایران متمرکز بود. این جریان که در متن اتفاقات آن دوران و از طریق رسانه‌های دیداری اروپایی و از همه مهم‌تر شبکه‌های مجازی فرصت مناسبی برای ابراز خود یافته بود، در گذر زمان با همدلی و نزدیکی بیشتر با اتفاقات داخل ایران، اقبال بیشتری هم پیدا کرد تا جایی که هم اینک می‌توان آن را هم‌تراز با لس‌آنجلس مرکز تولید ترانه‌های غربت‌نشینان معرفی کرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *