۱۳۸۳ «موسیقی پاپم که دیگه اُوپنه»

 

.

مجوزگیری و انتشار آلبوم «اسکناس» در سال ۱۳۸۳ با هر متر و معیاری از ضوابط پیش نهاده شده برای این کار، اتفاق همچنان دور از انتظار و قابل تأملی می‌نماید.

شاید در نگاه اول به مضمون و ساختار و بافتار ترانه‌های آلبوم «اسکناس»، این مجموعه، کاری از جنس اتفاقات سطحی موسوم شده به «مبتذل» یا «بازاری» برآورد شود که تنها به واسطه پیش‌قدمی نسبت دیگر کارهای هم‌گونه‌اش، به معروفیت رسیده است. اما در نگاهی دقیق‌تر چه بسا بتوان آن را نمونه‌ای متناسب با مؤلفه‌های ساختاری گونه «رپ» قلمداد کرد که نمونه‌های ایرانی‌شده‌اش پیش از این با گروه «سندی» در لس‌آنجلس آزموده و معرفی شده بود؛ انتخاب مضامین از میان سوژه‌های حاد مورد ابتلای جامعه و نگرش اعتراضی و انتقادی به آن، پردازش کلام و قافیه‌ها بر مبنای ریتم و از همه مهم‌تر استفاده از واژه‌های خیابانی در زبانی با بافت محاوره‌ای، مؤلفه‌های قابل ردگیری و ارزیابی در کلیت آلبوم «اسکناس» هستند.

از این منظر برآیند کلام‌پردازی شاهکار بینش‌پژوه و کیفیت ساخت و اجرای موسیقی بهروز صفاریان برای آن، «اسکناس» را به شکل کاری تازه از کسانی که با شناخت و آگاهی از فضای گونه «رپ» آن را ساخته و پرداخته‌اند، معرفی و متمایز کرد.

فارغ از ارزیابی‌های کیفی معمول، در نگاهی امروزی به این مجموعه، می‌توان  دست‌کم از منظر مضامین و سوژه ترانه‌هایش، آن را به گزارشی از یک بزنگاه در تاریخ معاصر تأویل کرد که در متن یک بلاتکلیفی اجتماعی و انسداد سیاسی، در حال تولد طبقه نوکیسه‌ای بود که این روزها نمونه‌های در حال تکثیر آن ذیل عناوینی چون «اینفلوئنسر» یا «شاخ‌های مجازی» بر تمام شئونات فضای فرهنگی و اجتماعی ما – از سینما و تئاتر تا موسیقی و ورزش و حتی سیاست و پزشکی – چنبره زده‌اند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *