۱۳۶۴ نیستان رفتند و هستان می‌رسند

از پی مجوزگیری، انتشار و استقبال از آلبوم‌های «بی‌داد» (کار مشترک گروه‌های «عارف، «شیدا» و محمدرضا شجریان)، «آستان جانان» (شامل قطعات اجرا شده در کنسرت شجریان و مشکاتیان و ناصر فرهنگ‌فر در سفارت ایتالیا -۱۳۶۲) و «گل صدبرگ» (کار مشترک شهرام ناظری و هم‌نوازان، به سرپرستی جلال ذوالفنون)، سال شصت و چهار را می‌توان نقطه عطف پررنگی بر جریان غالب موسیقی پس از انقلاب معرفی کرد.

به رغم انتشار قبلی و در دسترس بودن کارهایی از این دو آوازخوان، با استقبال گسترده از این آلبوم‌ها بود که گستره‌‌ای پهن و هموار برای تولید و انتشار کارهایی در فضای موسوم به «موسیقی سنتی» پیش روی کارورزان و مؤسسات انتشاراتی قرار گرفت. کارهایی که از یک‌سو کمترین شباهتی به گونه‌های موسیقی عموم‌پسند قبل انقلاب نداشتند و از سوی دیگر ذیل عناوین مبهمی چون «موسیقی اصیل» و یا «موسیقی عرفانی» با معیارهای برآمده از متن انقلاب هم همراهی نشان می‌دادند.

در سکوت ناشی از حذف دیگرگونه‌های موسیقی، انحصار نسبی بازار موسیقی به کارهای منتشر شده از صدای این دو آوازخوان (دست کم تا یک دهه پس از این) مؤید همین «اعتماد رسمی» و «استقبال عمومی» به این‌گونه است؛ روندی که بیشتر بر مبنای اجرای کنسرت (به ویژه در خارج) و سپس مجوزگیری و انتشار همان اجراها در بازار رسمی پیش می‌رفت.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *