ابی لیتلز

۱۸ آذر ۱۳۹۶

 

در ایام شکل‌گیری و اوج‌گیری اعتراضات عمومی سال ۵۷ و بعد از آن، «ترانه» در واگویی موقعیت و مختصات سیاسی و اجتماعی جامعه شهری ایران نقش خود را به‌خوبی ادا کرد. آن‌چنان‌که هم‌اکنون و پس از گذشت به قریب چهار دهه از آن ایام، یکی از موارد مطالعاتی دقیق درباره آن دوران همین ترانه‌های به یادگار مانده‌اش است؛ که واگویه‌هایی از وضعیت انقلابی جامعه بوده و طبعاً باید آن‌ها را ذیل عنوان «ترانه‌های انقلابی» دسته‌بندی کرد. در آن دوران خوانندگانِ قبلی ترانه‌ها نیز، به تبعیت از شرایط دگرگون‌شده‌ی روز، در بسیاری موارد مجری ترانه‌هایی شدند که هیچ نسبتی با آثار قبلی کارنامه‌ی هنرورزی آن‌ها نداشت.

به‌عنوان نمونه «ابی لیتلز» خواننده‌ای بود که به لطف شباهت بسیار ِصدایش به صدای «دمیس روسس»، بسیاری از ترانه‌های او را با همان ملودی و شعر و تنظیم‌های تازه‌ بازسازی‌شده توسط «اریک» بازخوانی می‌کرد و از این راه، کم و بیش به معروفیتی رسیده بود.

یکی از ترانه‌هایی که او در همان سال‌های میانی دهه پنجاه- با همان شعر و ملودی اولیه و تنظیم مجدد اریک بازخوانی کرد- ترانه‌ی «The House Of Rising Sun» بود که قبلاً و در سال ۱۹۶۴(۱۳۴۳) توسط گروه معروف «The Animals» اجرا شده بود.

حال همین خواننده در سال ۱۳۵۸ و اوج شرایط خروشان بعد از انقلاب، روی موسیقی بی‌کلام همین اجرا، شعری با نام «قلب تاریخ» را خواند. کلام پرداز ترانه‌ی «قلب تاریخ»، به اطلاعات مندرج روی جلد آلبوم «راه شهادت» (به‌عنوان آلبوم شماره ۱۶۶ موسسه‌ی انتشاراتی «آونگ») هنرورز ناشناخته‌ای با عنوان «کامران نجف زاده» ثبت شده است که انطباق این اسم با خبرنگار معروف از شوخی‌های به‌جای گردش روزگار است. آنچه مشخص است، این کلام‌پرداز، با استفاده از شعاری‌ترین و دم‌دستی‌ترین واژه‌های رایج در ادبیات شعار زده و انقلابی آن دوران، روی ملودی آن ترانه‌ی اولیه، کلام را جاسازی کرده است؛ که برای نمونه می‌توان به دو خط زیر به‌عنوان یک شاهد از تراز کیفی و هنری ِ این کلام‌پردازی اشاره کرد:
– «شهید! قلب ِ تاریخ زمینه/ شهید نبض خاک قرآن / واسه‌ی همیشه بیدار! ای شهید!»
– «ظلم و ستم شده، سهم ما/ یا مولا! کمک کن به ما»

گذشته از سطح معنای شعر این ترانه و بی‌بهره‌گی این کلام پرداز در تلفیق واژه‌ها با ملودیِ از پیش تصنیف شده، سؤال اینجاست که آیا این قبیل ترانه‌سازی‌ها را می‌توان ذیل عنوان هیجانات انقلابی فضای جوشان و خروشان آن ایام توجیه کرد؟ یا اینکه در نگاهی دیگر این موارد را باید جزء فرصت‌طلبی‌های رایج در این زمینه دانست؟ اما به‌زعم من، فارغ از این‌گونه نیت‌خوانی‌ها، نقد این نگرش و یادآوری نقادانه‌ی این ترانه‌ها سودآورتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *