درباره‌ی تلفیق نادرست «کلام» و «ملودی» در «ترانه» که به طور معمول نادیده گرفته می‌شود.

درباره‌ی تلفیق نادرست «کلام» و «ملودی» در «ترانه» که به طور معمول نادیده گرفته می‌شود.

 

در پیوند با نوشته‌های قبلی‌ام درباره‌ی نبودِ دیدگاه‌های منتقدانه نزد مخاطبان ترانه‌های روز، بنا شد نمونه‌هایی از این موارد را با هم سهیم شویم؛
در ترانه‌ی نامدار «کوچه‌ی شهر دلم» تلفیق نامناسب «کلام» و «آهنگ» چنان مشهود است که محبوبیت و معروفیت این ترانه را می‌توان شاهدی بر همین بی‌توجهی همگانی نسبت به ارزش‌های ذاتی یک ترانه دانست:

چند خط اول کلام ترانه را بر اساس نقطه‌گذاری‌هایش فرازهای ملودی ترانه مرور کنیم:

کوچه‌ی شهر دلم/ از صدای پای تو/ خالیه نقش صد خاطره از روزای دور/ عابر این کوچه‌ی خیالیه!

در تلفیق این کلمات با ملودی هم چنین برمی‌آید که «نقش صد خاطره از روزهای دور یک حجم یا چیز خالی‌ای است» که پس از آن هم جمله‌ی بی‌معنی «عابر این کوچه‌ی خیالیه» می‌آید.
در حالی که مساله‌ی سختی نیست که درک کنیم کلام این ترانه روی کاغذ در اصل چنین بوده؛
«کوچه‌ی شهر دلم، از صدای پای تو خالیه» +«نقش صد خاطره از روزای دور، عابر این کوچه‌ی خیالیه»

به نظر شما نتیجه‌ی این چنین تلفیقی از «کلام» و «ملودی»، «ترانه‌»ی ارزشمندی خواهد شد؟
البته که این ترانه در گذر زمان بسیار محبوب و خاطره‌انگیز شده است، اما «محبوبیت» و «خاطره‌انگیزی» نمی‌تواند مبنای «ارزش هنری» یک اثر باشد.

ترانه‌ی «کوچه‌ی شهر دلم»
کلام‌پرداز: حسین نجفیان
آهنگ‌ساز: کوروش یغمایی
خواننده: فریدون فروغی
سال۱۳۵۸

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *