درباره‌ی حضور «شهیار قنبری» در برنامه‌ی «صفحه‌ی ۲آخر هفته»ی شبکه‌ی «بی‌بی‌سی فارسی»

درباره‌ی حضور «شهیار قنبری» در برنامه‌ی «صفحه‌ی ۲آخر هفته»ی شبکه‌ی «بی‌بی‌سی فارسی» (۲۹‌ام آذر سال ۸۹) با موضوع (ترانه‌ی معترض و اعتراضات آبان ۸۹ و ترانه‌ی «دستاشُ مشت کرده»، کار و اجرای «هیچکس»)

این قاب آینه‌ی کاملی از نسبت میان «هنر» و «رسانه»‌های ماست.
در سویی، یک برنامه‌سازِ حرّافِ بی‌سوادِ «امر بر او مشتبه شده» که به واسطه‌ی گسل‌خوردگی‌های جامعه، از مقام محترم «خبرنگار» به جایگاهی بی‌ربط نسبت ذخیره‌ی فکری‌اش رسیده و کوتاه هم نمی‌آید.
سوی دیگر یک کارشناس‌نمای سهل‌انگار ساده‌لوحِ وب‌گرد که تجسم انسان «دهاتی» ست. یعنی از جهان اولیه‌اش به جایی پرتاب شده که تمرکز روی شطحیاتش و سکنات و همچنین تضاد میان «آنچه که دوست دارد نشان دهد» و «آنچه که در اصل هست» فقط دستمایه‌ی طنز و فکاهی‌ خواهد شد.
او معنا و کاربرد دم‌دستی‌ترین واژه‌ها و اصطلاحات زمینه‌ای که در آن «کارشناس» معرفی شده را هم نمی‌داند؛ «موسیقی» را به جای «ترانه» به کار می‌برد و می‌گوید:
«ما بعد از انقلاب موسیقی نداریم» (اگر خود او بعد از دیدن دوباره‌ی این برنامه از فرط نادانستگی و وقاحت و اعتماد به نفس بی‌راه، خاکستر به سر بپاشد، رواست!)
او نماد طیف گسترده‌‌ی وقیحانِ پررو و پرادعایِ بی‌ادبی‌ست که همه جا هستند. او تندیس تراشیده شده از سطح سواد بیشترِ هم‌وطنان ماست.
و در آن میان هنرمندی که جدی‌ست و در اولین فرصت و بی‌هیچ رواداری‌ای سطحیت حرف‌ها و دل‌خوشی‌های «رسانه» و «جهان مجازی» را به رویشان می‌آورد و بازی‌شان را به هم می‌ریزد. وارد بازی آنان نمی‌شود و میان خود و ایشان خط قرمز می‌کشد و محترمانه «مشق شب» را به انها یادآوری می‌کند.
و همه‌ی اینها به واسطه‌ی «تعهد هنرمندان و جدی و روشنفکرانه‌ی اوست؛
«هنرمند» است، چون نوگراست و تراز سلیقه‌ی ما را در طول نیم‌قرن بالا برده است.
«معترض متعهد جدی» است؛ چون آینه‌ای رو به جامعه‌اش است و خردورزانه آن را نقد می‌کند.
و «روشنفکر» است؛ چرا که از کسی اجازه نمی‌گیرد و چراغ روشن می‌کند.
در همین برنامه او باشعله‌ی آتشی که می‌افروزد روی تاریک‌خانه‌ی «رسانه»، نور می‌پاشد تا جهان از سهل‌انگاری و «باری‌ به هر جهتی» و بی‌سوادی آنها عکاسی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *