علی کوچولو

مطلبی درباره‌ی ترانه‌ی «علی کوچولو»
نوشته‌ی حسین عصاران
منتشر شده در روزنامه‌ی «هفت‌صبح»- ۵/۹/۱۳۹۶

 

«چه خالیه جاش…»

برای سال‌گشت خاموشی بابک بیات

مطلبی به یاد بابک بیات و برای ترانه خاطره‌انگیز «علی کوچولو» اش

حسین عصاران

در سال‌های اخیر و حوالی سالگشت خاموشی بابک بیات، در فضای مجازی علاقه‌مندان به آثار این آهنگساز فقید به هم‌رسانی و مرور برخی از آثار معروف و محبوب او می‌پردازند و از این راه یاد او را زنده و گرامی می‌دارند. یکی از همین آثار محبوب در این یادگذاری‌ها، ترانه عنوان‌بندی سریال خاطره‌انگیز «علی کوچولو» است که در گذر از قریب به سه دهه از پخش اولیه آن مجموعه، به خاطره‌ای عمومی برای کودکان نسل‌های بعد بدل شده است، هرچند که تا همین چند سال قبل، کمتر کسی از نام آهنگساز این ترانه‌ی خاطره‌انگیز آگاه بود.

حسن تهرانی، به‌عنوان یکی از کارگردان باسابقه تلویزیون که چند فیلم کوتاه نیز در «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان» ساخته بود، در سال ۱۳۶۴، از سوی «بنیاد فارابی» و «شبکه دوم تلویزیون» به‌عنوان تهیه‌کننده و مدیر ساخت این مجموعه انتخاب شد: «مجید راستی که نویسنده جوانی بود مجموعه‌ای داستان کوتاه کودکانه به نام «رضا کوچولو» نوشته بود که به تصویب تلویزیون رسیده بود، اما برای جلوگیری از هرگونه سوءتفاهمی نام آن را به «علی کوچولو» تغییر داده بودند. بعد از اینکه من به‌عنوان مسئول ساختن آن‌ها انتخاب شدم، ابتدا در متن داستان‌ها تغییراتی را اعمال کردم. بودجه خیلی محدودی را هم برای ساخت این مجموعه در نظر گرفته بودند که عملاً امکان فیلم‌برداری معمول و متداول را از ما می‌گرفت. بنا به تجربیاتم قبلی‌ام تصمیم گرفتم ابتدا با یک دوربین، از شخصیت‌ها روی زمینه‌ای سفید عکس بگیریم و بعد از برش عکس‌ها، آن‌ها را روی تلق بچسبانیم و سپس روی تلق‌ها را کارهای نقاشی و گرافیکی انجام دهیم و در نهایت دو فریم، دو فریم از آن عکس‌ها استفاده کنیم تا هم فرم انتزاعی به کار داده باشیم و هم با هزینه بسیار کمتری، کار محقق شده باشد. به این منظور ابتدا، به کمک همکارانم، شهلا اعتدالی، جواد میر میران و امیر قهرایی، «استوری- برد»ها را کامل و دقیق نوشتیم. در مرحله‌ی بعد هم بهمن جلالی و همسرشان، خانم رعنا جوادی به‌عنوان عکاس، امیر اثباتی که در ابتدای راه بود، به‌عنوان طراحی هنری و ابراهیم حقیقی هم به‌عنوان مدیر و طراح و مجری کارهای نقاشی و گرافیک به گروه ما اضافه شدند…»

در نگاهی تاریخی، ابتدا چنین استنتاج می‌شود که انتخاب بابک بیات به‌عنوان سازنده موسیقی این سریال، بیشتر معطوف به دو تجربه موفق قبلی او در آلبوم‌های کودکانه «خروس زری، پیراهن پری» و «قاصدک» باشد که همان سال‌ها توسط موسسه انتشاراتی «ابتکار» تولید و منتشر شده بود؛ اما حسن تهرانی دلیل این انتخاب را صرفاً به رفاقت قدیمی‌اش با بابک بیات و سپس به همکاری مهجور قبلی‌شان مربوط می‌داند: « این دو مجموعه را من مدت‌ها بعد از علی کوچولو شنیدم. با بابک رفاقت قدیمی با خاطراتی خوب و خوش داشتم. شاید باور نکنید که وجه طنازانه بابک بیات را فقط می‌توانم با احمدرضا احمدی و پرویز دوایی مقایسه کنم. ضمن اینکه در همان سال‌های بعد از انقلاب، من بر اساس نقاشی‌های منوچهر صفر زاده که به «مش صفر» معروف بود، فیلمی ساخته بودم که موسیقی آن را نیز به بابک سپرده بودم… اما در «علی کوچولو» نیت ما این بود که یک ترانه کودکانه جذاب داشته باشیم که در همان عنوان‌بندی بچه‌ها را جذب کند. متل قدیمی « لی‌لی لی حوضک» را به عنوان مبنای شعر ترانه انتخاب کردم که متأسفانه به خاطر نمی‌آورم چه کسی آن را کامل کرد؛ اما بعد از مشخص شدن مایه شعر، بابک خیلی زود و طی دو بعدازظهر به همین ملودی نهایی رسید. این انسان بزرگ، چشمه جوشانی از احساس بود که همین هم مایه اصلی کارش بود. واقعاً همان زمان که با پیانو ترانه را اجرا کرد و خودش خواند، مطمئن شدم که این ترانه برای این سریال اتفاق خوشی خواهد شد، اما هیچ‌گاه انتظار این همه محبوبیت را نداشتم.»

شاید بتوان اولین تمهیدی را که بابک بیات، برای رسیدن به یک ترانه کودکانه به کار گرفته در تصنیف ملودی ساده و روان برای این ترانه ردگیری کرد که عمدتاً بر مبنای «توالی نت‌ها، بدون پرش‌های بزرگ نسبت به یکدیگر» و «چرخه‌های به نسبت منظم در روند طولی ملودی» شکل‌گرفته و ضمن سادگی و روانی و هم‌آغوشی ملودی با کلام ترانه، آن را قابل پیش‌بینی و طبعاً زمزمه پذیر  نیزکرده است. مؤلفه دیگر کار خلاقانه بابک بیات را هم باید در ارکستراسیون مختصر و کم‌حجم این ترانه دانست که بر مبنای سازهای بادی چوبی مانند کلارینت و ابوا، در کنار پیانو، طراح ریزی شده و طی آن سؤال و جواب میان سازهای بادی چوبی و به‌کارگیری رده صوتی بالای پیانو، فرم کودکانه دلپذیری به مجموعه اثر بخشیده است. چنان‌چه فارغ از هر واکاوی دیگری، خود ِ تداوم محبوبیت و مقبولیت آن، نشانه‌ای بر موفقیت خالق آن محسوب می‌شود.

در گذر از این موارد، یکی دیگر از مؤلفه‌های مؤثر در موفقیت این ترانه را باید در کیفیت اجرای خواننده آن پیگیری کرد. الهه حمیدی به‌عنوان یکی از خوانندگان تحصیلکرده ارکستر سمفونیک تهران، بر مبنای تبحرش در اجرا، از طرف بابک بیات برای اجرای ترانه «علی کوچولو» دعوت شد: «بابک بیات تماس گرفت و داستان این ترانه را گفت. گویا گروه تولید سریال صحبت‌های اولیه‌ای برای اجرای این ترانه با صدای یک خانم گرفته بودند یا دست‌کم، به این تصور بودند که چاره‌ای جز این ندارند. درست به خاطر دارم وقتی به «استودیو پاپ» رسیدم، گروه نوازندگان شامل آندره آرزومانیان، اکبر محمدی و کامران علی آقا مشغول اجرا و ضبط موسیقی بودند. بعد که نوبت ضبط صدای من شد، بابک بیات به من تأکید کرد که اصلاً زیبا نخوانم؛ که من جا خوردم. تأکید داشت که به هر نحو، ساده و بی‌تکلف بخوانم تا کار بدون مشکل پخش شود. من هم به رغم میل باطنی‌ام کار را همان‌طور که آقای بیات می‌خواست اجرا کردم؛ اما صبح چند روز بعد، بابک بیات با من تماس گرفت و خیلی نگران و عصبی گفت که به استودیو بروم. گویا اجازه پخش صدای من را نداده بودند. حالا همه کار هم آماده شده بود و سریال هم برای فردای آن روز در نوبت پخش قرارگرفته بود. بابک بیات اصرار داشت که یک پسر بچه هشت‌نه‌ساله ای را پیدا کنم تا خیلی زود ملودی را یاد بگیرد و درست هم اجرا کند. نظرش هم این بود که این بچه کنار من در اتاق ضبط بنشیند و من آهسته بخوانم و او هم لحن مرا تکرار کند. من که حال او را دیدم  پیشنهاد کردم که ترانه را خودم با صدای کودک بخوانم. باور نمی‌کرد. محسن کلهر می‌گفت دور موسیقی را زیاد کنیم تا بشود؛ اما من ‌بعد از چند بار اتوود زدن، جایی را در صدایم پیدا کردم که به نحوی صدای همان رده سنی شخصیت داستان باشد. بابک بیات از نتیجه کار  راضی بود؛ اما خود من  بعد از پخش سریال، اصلاً دوست نداشتم کسی بداند که این صدای من است. ولی محبوبیت و مقبولیت غیرقابل‌انتظار این ترانه باعث شد که بالاخره همکاران به این قضیه پی ببرند و بعد از آن، اجرای ترانه‌های کودکانه زیادی از طرف سازمان صداوسیما به من پیشنهاد شد که من هم بعد از کمی مقاومت، در مقابل اجرای بعضی از آن‌ها کوتاه آمدم».

***

در گذر ایام، سریال «علی کوچولو» و ترانه‌اش به یکی از نشانه‌های ماندگار دوران سپری‌شده‌ای بدل شده است که همچنان یادآوری آن، بوی خوش کودکی را با خود می‌آورد: پدر جبهه رفته‌ای که در خیال علی کوچولو در قوس یک رنگین‌کمان او را در آغوش می‌گرفت. اجرای ساده کودکانه‌ها، با یک توپ پلاستیکی، یک رفیق همیشه حاضر، صدای فهمیه راستگار و لبخندهای فرزانه کابلی، ملودی‌های زیبا و نام «بابک بیات» که مولای عاطفه بود و یادش گرامی باد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *